خلوتگه...

بگشــاى در، كه يار ز خُم نوش جان كند راز درون خويش ز مستى، عيان كند
بـــا دوستان بگو كه به ميخانه رو كنند تا يار از خمـارى خـــود، داستان كند
بردار پرده از دل غمديدهات كه دوست اشك روانِ خويش ز دامن روان كند
با گل بگو كه چهره گشايد به بوستان تا طيـــر قدس، راز نهــان را بيان كند
جـــــامى بيار بـــــر در درويش بىنوا تا رازِ دل عيـــــان برِ پير و جوان كند
بلبل به باغ ناله كند همچو عاشقان گــــويى كه ياد از غم فصل خزان كند
بگـــــذار دردمنـــــــدِ فـــــــراقِ رُخ نگار از درد خــويش نالــه و آه و فغان كند
شبي امام دراز كشيده بودند و داشتند طبق برنامه ،ورزش و نرمش انجام مي دادند.از تلويزيون هم برنامه اي پخش مي شد كه امام به آن نگاه مي كردند.از بالاي سرشان كه نگاه كردم ديدم در عين اينكه دارند حركات نرمش شان را مي شمارند؛به تلويزيون هم نگاه مي كنند.برنامه ايشان اينگونه نبود كه در اين موقع به خاطر ديدن تلويزيون برنامه ورزش را رها كنند.ايشان طبق برنامه چون زمان ،زمان نرمش بود اين كار را دنبال مي كردند.*
*به نقل از: خانم زهرا مصطفوي
|
|
|
با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوي جايگاه ابدي سفر ميكنم. و به دعاي خير شما احتياج مبرم دارم. و از خداي رحمان و رحيم ميخواهم كه عذرم را در كوتاهي خدمت و قصور و تقصير بپذيرد. |

حدیث
1- قالَ الاْمامُ سيد الشهداء أبُوعَبْدِ اللّهِ الْحُسَيْن(عَلَيْه السلام) :
إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ التُّجارِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ
رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبْيدِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبادَةٌ
الْأحْرارِ، وَ هِيَ أفْضَلُ الْعِبادَةِ.([1])
حضرت امام حسين (عليه السلام) فرمود: همانا عدّه اى خداوند
متعال را به جهت طمع و آرزوى بهشت عبادت مى كنند كه آن يك
معامله و تجارت خواهد بود و عدّه اى ديگر از روى ترس خداوند را
عبادت و ستايش مى كنند كه همانند عبادت و اطاعت نوكر از
ارباب باشد و طائفه اى هم به عنوان شكر و سپاس از روى
معرفت، خداوند متعال را عبادت و ستايش مى نمايند; و اين نوع،
عبادت آزادگان است كه بهترين عبادات مى باشد.
2- قالَ(عليه السلام): إنَّ أجْوَدَ النّاسِ مَنْ أعْطى مَنْ لا يَرْجُوهُ، وَ
إنَّ أعْفَى النّاسِ مَنْ عَفى عَنْ قُدْرَة، وَ إنَّ أَوْصَلَ النّاسِ مَنْ وَصَلَ مَنْ قَطَعَهُ.([2])
فرمود: همانا سخاوتمندترين مردم آن كسى است كه كمك نمايد
به كسى كه اميدى به وى نداشته است.
و بخشنده ترين افراد آن شخصى است كه ـ نسبت به ظلم
ديگرى با آن كه توان انتقام دارد ـ گذشت نمايد.
صله رحم كننده ترين مردم و ديد و بازديد كننده نسبت به
خويشان، آن كسى ست كه صله رحم نمايد با كسى كه با او قطع رابطه كرده است.
3- قيلَ: مَا الْفَضْلُ؟ قالَ (عليه السلام): مُلْكُ اللِّسانِ، وَ بَذْلُ الاْحْسانِ، قيلَ: فَمَا النَّقْصُ؟ قالَ: التَّكَلُّفُ لِما لا يُعنيكَ.([3])
از حضرت سؤال شد كرامت و فضيلت انسان در چيست؟
در پاسخ فرمود: كنترل و در اختيار داشتن زبان و سخاوت داشتن، سؤال شد نقص انسان در چيست؟ فرمود: خود را وا داشتن بر آنچه كه مفيد و سودمند نباشد.
۴- قالَ(عليه السلام): النّاسُ عَبيدُالدُّنْيا، وَ الدّينُ لَعِبٌ عَلى
ألْسِنَتِهِمْ، يَحُوطُونَهُ ما دارَتْ بِهِ مَعائِشَهُمْ، فَإذا مُحِصُّوا بِالْبَلاء قَلَّ الدَّيّانُونَ.([4])
فرمود: افراد جامعه بنده و تابع دنيا هستند و مذهب، بازيچه
زبانشان گرديده است و براى إمرار معاش خود، دين را محور قرار
داده اند ـ و سنگ اسلام را به سينه مى زنند ـ .
پس اگر بلائى همانند خطر ـ مقام و رياست، جان، مال، فرزند و
موقعيّت، ... ـ انسان را تهديد كند، خواهى ديد كه دين داران واقعى كمياب خواهند شد.
5- قالَ(عليه السلام): إنَّ الْمُؤْمِنَ لا يُسىءُ وَ لا يَعْتَذِرُ، وَ الْمُنافِقُ كُلَّ يَوْم يُسىءُ وَ يَعْتَذِرُ.([5])
ضمن فرمايشى فرمود: همانا شخص مؤمن خلاف و كار زشت
انجام نمى دهد و عذرخواهى هم نمى كند.
ولى فرد منافق هر روز مرتكب خلاف و كارهاى زشت مى گردد و هميشه عذرخواهى مى نمايد.
۶- قالَ(عليه السلام): إعْمَلْ عَمَلَ رَجُل يَعْلَمُ أنّه مأخُوذٌ بِالاْجْرامِ، مُجْزى بِالاْحْسانِ.([6])
فرمود: كارها و أمور خود را همانند كسى تنظيم كن و انجام ده
كه مى داند و مطمئن است كه در صورت خلاف تحت تعقيب قرار
مى گيرد و مجازات خواهد شد.
و در صورتى كه كارهايش صحيح باشد پاداش خواهد گرفت.
۷- قالَ(عليه السلام): عِباداللهِ! لا تَشْتَغِلُوا بِالدُّنْيا، فَإنَّ الْقَبْرَ بَيْتُ الْعَمَلِ، فَاعْمَلُوا وَ لا تَغْعُلُوا.([7])
فرمود: اى بندگان خدا، خود را مشغول و سرگرم دنيا ـ و تجمّلات
آن ـ قرار ندهيد كه همانا قبر، خانه اى است كه تنها عمل ـ صالح ـ
در آن مفيد و نجات بخش مى باشد، پس مواظب باشيد كه غفلت نكنيد.
۸- قالَ(عليه السلام): لا تَقُولَنَّ فى أخيكَ الْمُؤمِنِ إذا تَوارى عَنْكَ إلاّ مِثْلَ ماتُحِبُّ أنْ يَقُولَ فيكَ إذا تَوارَيْتَ عَنْهُ.([8])
فرمود: سخنى ـ كه ناراحت كننده باشد ـ پشت سر دوست و
برادر خود مگو، مگر آن كه دوست داشته باشى كه همان سخن پشت سر خودت گفته شود.
۹- قالَ(عليه السلام): يا بُنَىَّ! إيّاكَ وَظُلْمَ مَنْ لايَجِدُ عَلَيْكَ ناصِراً إلاّ اللهَ.([9])
فرمود: بپرهيز از ظلم و آزار رساندن نسبت به كسى كه ياورى غير از خداوند متعال نمى يابد.
۱۰- قالَ(عليه السلام): إنّي لا أري الْمَوْتَ إلاّ سَعادَة، وَ لاَ الْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إلاّ بَرَماً.([10])
فرمود: به درستى كه من از مرگ نمى هراسم و آن را جز
سعادت نمى بينم; و زندگى با ستمگران و ظالمان را عار و ننگ مى شناسم.
[1] - تحف العقول: ص 177، بحارالأنوار: ج 75، ص 117، ح 5.
[2] - نهج الشّهادة: ص 39، بحارالأنوار: ج 75، ص 121، ح 4.
[3] - مستدرك الوسائل: ج 9، ص 24، ح 10099 به نقل از مجموعه شهيد.
[4] - محجّة البيضاء: ج 4، ص 228، بحارالأنوار: ج 75، ص 116، ح 2.
[5] - تحف العقول: ص 179، بحارالأنوار: ج 75، ص 119، ح 2.
[6] - بحارالأنوار: ج 2، ص 130، ح 15 و ج 75، ص 127، ح 10.
[7] - نهج الشّهادة: ص 47.
[8] - بحارالأنوار: ج 75، ص 127، ح 10.
[9] - وسائل الشّيعة: ج 11، ص 339، بحارالأنوار: ج 46، ص 153، ح 16.
[10] - بحار الأنوار: ج 44، ص 192، ضمن ح 4، و ص 381، ضمن ح 2.
:
برگرفته ازسایت اندیشه قم
|
| |
|
آنچه درزیارت حسین بن على(ع) بسیار چشمگیر است، ثوابهاى کلان و پاداشهاى عظیم و محیرالعقولى است که در روایات ائمه، براى آن بیان شده است.امام صادق(ع) در روایتى، براى زیارت حسین بن على، ثوابى همچون پاداش نبرد در رکاب پیامبر و امام عادل بیان مىکند.(1) در جاى دیگر، پاداشى همچون اجر شهیدان ( بدر ) را نوید مىدهد.(2) و در احادیث بسیارى، ثواب حج و عمره مکرر را براى آن بر مىشمارد. و در سخنى، امام صادق(ع) براى کسى که به زیارت حسین برود، با این خصوصیت که نسبت به حق آن حضرت، معرفت و شناخت داشته باشد (عارفا بحقه) پاداش آزاد کردن هزار برده، و آماده کردن هزار اسب براى مجاهدان راه خدا را بشارت داده است.(3) و با تعبیرات دیگر، پاداشهایى کمتر و بیشتر نقل شده است. راز آن چیست؟ مىدانیم که هرعمل، با توجه به این که در چه زمانى، در چه مکانى، و در چه شرایطى و از سوى چه کسى و با چه انگیزه و هدفى و با چه میزان رشد و آگاهى و بصیرت، انجام بگیرد، ارزشهاى متفاوت و تاثیراتى مختلف پیدا مىکند. مرحوم علامه مجلسى، در بیان رمز این اختلاف پاداشها و گوناگونى تعبیرها در ثواب آن، مىگوید: ( ... شاید اختلاف این اخبار، در اندازه ارزش و فضیلت و ثواب زیارت را بتوان بر اختلاف اشخاص و عملها، و نیز، کم و زیادى ترس در راه زیارت، یا دورى و نزدیکى مسافت و ...حمل کرد. زیرا هر عمل نیکى، نسبت به اختلاف مراتب اخلاص و شناخت و تقوا و دیگر شرایطى که موجب کمال یک عمل است، داراى ثواب و ارزشهاى متفاوت مىشود.علاوه بر این که در بسیارى از احادیث، امامان، طبق درک و شعور و اندازه ایمان و ظرفیت و گنجایش فکرى طرف، سخن مىگفتند...)(4) آنچه مسلم است، زیارت کربلا، همیشه آزاد نبوده، بلکه همراه با گرفتاریها و محدودیتهایى بوده است که موجب دشوارى زیارت مىگشته است. ولى ائمه، براى همین شرایط هم، تکلیف را ساقط ندانسته و به زیارت حسین(ع) دستور مىدادند. به این قطعه از تاریخ، دقت کنید: یکى از شیعیان، به نام حسین، نوه ( ابو حمزه ثمالى )، نقل کرده است که: در اواخر دوره بنى امیه به قصد زیارت حسین بن على، بیرون آمدم ولى مخفیانه حرکت مىکردم تا اهل شام، نفهمند، تا این که شب فرا رسید و مردم به خواب رفتند. شب، از نیمه گذشته بود که غسل زیارت کردم و به سوى قبر سیدالشهدا عزیمت کردم. نزدیکیهاى قبر که رسیدم، با مردى رو به رو شدم، زیبا روى و خوشبو و سفید چهره، که به من گفت: برگرد، الان نمىتوانى زیارت کنى. برگشتم. اواخر شب باز رفتم، باز هم آن مرد را دیدم که گفت: دسترسى پیدا نمىکنى. گفتم: چرا نتوانتم به زیارت فرزند پیامبر و سالار جوانان بهشت برسم؟ من پیاده از کوفه در این شب جمعه به اینجا آمدهام. مىترسم که صبح شود و هوا روشن گردد و نیروهاى مسلح بنىامیه مرا بکشد. گفت: برگرد، فعلا نمىشود، چون حضرت موسى و فرشتگان، هم اکنون به زیارت مشغولند. برگشتم و صبر کردم تا این که سحر شد.غسل کردم و نزدیک قبر رفتم و آن مرقد را زیارت نمودم و نماز صبح را در آنجا خواندم و از ترس شامیان، به سرعت از آنجا برگشتم.) (5) آیا کسى که در چنین وضعیت مخفیانه، به زیارت قبر مولایش حسین برود و همراه با دلهره و هراس از نگهبانانى که مامور کنترل و ممانعت از زائران تربت کربلا هستند، زیارت کند، مستحق ثوابى بیشتر نیست؟! ( معاویه بن وهب ) مىگوید وارد منزل حضرت صادق(ع) شدم. در نمازخانه منزلش، به نماز ایستاده بود، صبر کردم تا نمازش تمام شد. دیدم پس از نماز، دست به دعا برداشت و براى زائران قبر حسین بن على دعا کرد، آنان که با انفاق مال و تلاش بدنى به زیارت مىروند، براى پیوند با ائمه و شاد کردن رسول خدا و پاسخگویى به فرمان امامان و خشمگین ساختن دشمنان و راضى کردن خداوند. و چنین دعا کرد: " خدایا، از آنان راضى باش، و خود و خانواده شان را، شب و روز نگهدار، و همراهىشان کن و از شر هر جبار سرکشى و ستمگر، و از گزند شیاطین نهان و آشکار در امانشان بدار و نیازهایشان را برآور...خدایا به آنان، به خاطر این که از وطن، دور ماندند و ما را بر فرزندان و بستگان خود برگزیدند، بهترین پاداشها را عطا کن. خدایا! دشمنان ما، این زائران را به خاطر سفر، ملامت کردند ولى این سرزنشها، هرگز پیروان ما را از این زیارت، مانع نگشت. آمدند تا با مخالفان ما مخالفت کرده باشند! خدایا! آن چهرهها را که آفتاب در این راه تغییر داد، رحمت کن، آن صورتهایى را که بر تربت حسین، قرار گرفت، مورد لطف قرار بده، آن چشمهایى را که در راه ما اشک ریخت، آن دلهایى که براى ما و تشنگى ما سوخت، آن نالههایى که براى ما سر داده شد، رحمت کن. خدایا! من آن بدنها و جانها را تا قیامت، تا هنگام ورود به کوثر در آن روز تشنگى بزرگ، به تو امانت مىسپارم..." امام، همچنان دعا مىخواند و سجده مىکرد. پس از فراغتاز نماز، گفتم: این دعاهایى را که از شما شنیدم، اگر در حق کسى بود که خدا را نمىشناخت، مىپنداشتم که هرگز به آتش دوزخ نخواهد سوخت به خدا قسم، (با این دعاهاى شما؟ آرزو کردم که اى کاش به حج نرفته بودم و حسین را زیارت مىکردم. امام فرمود: تو به او بسیار نزدیکى. پس چه چیز مانع از آن مىشود که به زیارتش بروى؟ اى معاویه بن وهب! مبادا که این کار را ترک کنى؟ گفتم: نمىپنداشتم که کار، به این ارزش و عظمت مىرسد.(6) همین معاویه بن وهب، نقل مىکند که: امام صادق(ع) به من فرمود، هرگز زیارت حسین(ع) را به خاطر ترس، رها مکن. هر کس زیارت آن حضرت را واگذارد و به سبب ترس، زیارت نکند، حسرت فراوان خواهد دید. اى معاویه! آیا دوست ندارى که خداوند تو را در میان کسانى ببیند که پیامبر دعایشان کرده است؟ آیا دوست ندارى که با فرشتگان همدوش باشى و در قیامت، بى گناه به محشر آیى و جزء کسانى باشى که با پیامبر دست مىدهند؟!...(7) رسول خدا ، در ضمن گفتار مفصلى به امیرالمومنین، که فضیلت زیارت قبر على و فرزندش حسین و تشویق به زیارت آنان را بیان مىکند و ثواب اخروى آن را مىگوید، مىفرماید: لیکن عدهاى پست و فرومایه، زائران قبر شما را سرزنش و ملامت مىکنند، آنچنان که زن بدکاره را ملامت مىکنند، آنان بدترین افراد امت من مىباشند که هرگز به شفاعتم نرسند و بر حوض کوثر وارد نشوند...)(8) در سخنى دیگر، پیامبراسلام خطاب به حسین (ع )، هنگامى که جاى شمشیر را بر پیکر او مىبوسید، فرمود: تو و پدرت و برادرت، شهید خواهید شد. حسین، مىپرسد: از امت تو، چه کسانى ما را زیارت خواهند کرد؟ پیامبر فرمود: " مرا و پدر و برادرت و خودت را، جز کسانى از امت راستین من، زیارت نمىکند."(9) در حدیث هم، زیارت ائمه، در ردیف جهاد با دشمنان به حساب آمده است.(10) زیارت حسین، براى تهیدستان، به جاى زیارت حج محسوب مىشود و خداوند، پاداش حج را به آنان مىدهد.(11) یکى از زنان شیعه، به نام ( ام سعید احمسیه ) که اهل عراق بود و براى زیارت قبور شهداى احد، به مدینه مشرف شده بود، در مدینه، به خدمتکار خود گفت: مرکبى براى رفتن به مزار شهدا کرایه کن.آنگاه، تصمیم گرفت تا آماده شدن مرکب، به دیدار فرزند پیامبر، حضرت صادق(ع) برود. در حالى که دیدار وى با امام در منزل آن حضرت، طول کشیده و کرایهچى، معطل گشته بود، خدمتکارش آمد و به ( ام احمسیه ) گفت: مرکب، آماده است. امام صادق(ع) پرسید: مرکب چرا؟ کجا مىخواهى بروى؟ آن زن مىگوید گفتم: سر خاک شهدا، حضرت صادق(ع) فرمود: تعجب از شما مردم عراق است، براى زیارت شهدا، راهى طولانى و سفرى دراز را طى مىکنید ولى ( سیدالشهدا ) را وا مىگذارید و به زیارتش نمىروید! گفتم: سید الشهدا کیست؟ فرمود: حسین بن على. گفتم: من زنى بیش نیستم. امام: باشد!... براى کسى مثل تو، مانعى ندارد که به زیارتش بروى، آنگاه از ثواب عظیم این زیارت، برایم بیان فرمود. (12) در مورد زیارت شائقانه و عاشقانه که از روی محبت و شیفتگى انجام گیرد، نیز احادیثى نقل شده است که به ذکر دو نمونه اکتفا مىشود: امام صادق(ع) فرمود: روز قیامت، یک منادى ندا مىدهد:( زائران حسین کجایند؟) جمعى بر مىخیزند. به آنان گفته مىشود: در زیارت حسین، چه مىخواستید و چه اراده کردید؟ مىگویند: زیارت ما، به خاطر محبت به پیامبر و على و فاطمه بود به آنان گفته مىشود:اینک،این محمد (ص) و على (ع) و فاطمه (س) و حسین (ع ) و حسین (ع )! پس به آنان بپیوندید. شما در درجات آنان هستید. به پرچم پیامبر ملحق شوید. آنگاه آنان، در سایه سار لواى خاصى که در دست على بن ابى طالب (ع) است قرار مىگیرند تا وارد بهشت گردند.(13) محبت، انسان را در دنیا به این دودمان، پیوند میدهد. زیارت محبت آمیز هم، در نهایت انسان را در آخرت به خاندان رسالت پیوند میدهد. آشنایى انسانها را در این دنیا با دستگاه ولایت و خاندان پیامبر عامل جذب به این ( عروه الوثقى ) است که در آن دنیا هم ( حبل المتین ) نجات و سعادت خواهد شد. از امام صادق(ع) روایت شده است که: خواستار سکونت در بهشت باید زیارت ( مظلوم ) را رها نکند. مىپرسند: مظلوم کیست؟ مىفرماید: حسین است. هر کس با شوق به او و محبت به رسول الله و فاطمه و على، او را زیارت کند بر سفرههاى بهشتى مهمان اهل بیت خواهد بود.(14) تاکیدى که امام، روى عنصر ( مظلومیت ) در زیارت سید الشهدا دارد، جاى دقت و تامل است و انگیزه حمایت از مظلوم و احیاء یاد او و سپاس از فداکارى انسانى والا در برابر ظالمان را بیان مىکند. ائمه، در صدد تشویق مردم به زیارتند.یعنى ایجاد شوق و رغبت و انگیزه و علاقه، و این اشتیاق، در صورتى فراهم مىآید که آثار یک عمل و نتایج یک اقدام، براى شخص، روشن باشد. در زیارت کربلا، چه پاداشى مىتواند بزرگتر از ( بهشت ) باشد؟ و چه انگیزهاى قوىتر از ( مرضى حق ) بودن، و خشنودى رسول خدا را جذب کردن؟ و چه نتیجه اى بالاتر از پیوند با اهل بیت، در دنیا و آخرت؟ پی نوشت ها: 1 - ثواب الاعمال، ص 81 . 2 - کامل الزیارت ، ص 183. 3 - همان، ص 164. 4 - بحارالانوار، ج 98 ص 44. 5- بحارالانوار، ج 98، صص 57 و 59 . 6 - کاملالزیارات، ص 116/ وسائل الشعیه، ج 10 ص 320. 7 - کامل الزیارات، ص 117. 8 - بحارالانوار، ج 97 ص 121. 9 - بحارالانوار، ج 97 ص 119/ کامل الزیارات، ص 70. 10 - بحارالانوار، ج 97 ص 124 . 11 - وسائل الشیعه، ج 10 ص 360. 12- همان، ص 339/ بحارالانوار، ج 98، صص 36 و 71 13 - وسایل الشیعه ج 10، ص 387. 14 - همان. با استفاده از کتاب : کربلا کعبه دلها ، اثر: جواد محدثى. منبع:تبیان | |
| |
بسم رب المهدی و بسم رب الرقیه
خواب نمای عجیب و دیدار جنازه رقیه علیها سلام:
محقق خبیر، مرحوم حاج محمد هاشم خراسانی – مولف کتاب منتخب التواریخ – می نویسد:
یکی از علما و دانشمندان ارجمند به نام شیخ محمد علی شامی (از علمای دمشق) که در حوزه علمیه نجف اشرف تحصیل میکرد برای من چنین نقل کرد:
جد مادری من (پدر مادرم) مرحوم اقا سید ابراهیم دمشقی که از نوادگان عالم بزرگ مرحوم علم الهدی سید مرتضی است، از سن شریفش نود سال گذشته بود. او شخصی محترم، شریف و مورد توجه مردم دمشق بود. سه دختر داشت، ولی پسر نداشت. شبی دختر بزرگش در خواب دید که حضرت رقیه علیها السلام – دختر امام حسین (ع) – نزدش امد و فرمود: «به پدرت بگو به حاکم دمشق بگوید به داخل قبر من اب افتاده و بدنم در اذیت است. بگو بیاید و قبرو لحد مرا تعمیر کند.» ((توضیح اینکه در ان وقت نهر ابی در کنار قبر حضرت رقیه (س) جریان داشت.))
دختر بزرگ وقتی از خوب بیدار شد، ماجرا خواب دیدین خود را برای پدرش سید ابراهیم گفت. سید ابراهیم از ترس اهل تسنّن، ان را نادیده گرفت و دنبال نکرد.
شب دوم دختر وسطی او همین خواب را دید و به پدرش گفت. ولی باز هم پدر به ان ترتیب اثر نداد.
شب سوم دختر سومش همین خواب را دید و پدر گفت. باز پدرش ترتیب اثر نداد.
شب چهارم خود سید ابراهیم حضرت رقیه را در خواب دید. که با حالتی سرزنش امیز خطاب به سید ابراهیم فرمود: «چرا حاکم را باخبر نکردی؟»
صبح که سید ابراهیم از خواب بیدار شد نزد حاکم دمشق رفت. ماجرای خواب عجیب خود را بریا وی شرح داد واز او تقاضا کرد که مرقد مطهر را بازسازی کند.
حاکم، علما و صلحای سنی و شیعه دمشق را به حضور طلبید. و از انها خواست که غسل کنند و لباسهای پاکیزه بپوشند، و سپس به طرف حرم حضرت رقیه خاتون (ع) بروند. قفل در حرم با دست هر کدام که گشوده شد، او متصدی بازسازی مرقد شریف شود.
انها به همین برنامه عمل کردند. قفل در حرم برای هیچ کس گشوده نشد جز به دست سید ابراهیم.
سید ابراهیم و همراهان وارد حرم شدند. کلنگ هیچ کس در زمین قبر اثر نکرد جز کلنگ سید ابراهیم.
از این رو حرم را خلوت کردند. مرحوم سید ابراهیم از قبر خاکبرداری کرد. و به لحد رسید.
ان را شکافت و کفن و بدن مطهر رقیه خاتون علیها السلام را صحیح و سالم دید. اما آب زیادی در میان لحد جمع شده بود.
سید ابراهیم بدن مطهر ان حضرت را بیرون اورد و سه روز بالای زانوی خود نگه داشت و همواره گریه می کرد. در این سه روز بنّاها قبر شریف رقیه سلام الله علیها را بطور کامل بازسازی کردند.
سید ابراهیم در این سه روز، هنگام نماز، بدن مطهر حضرت رقیه (س) را روی چیز نظیف پاکی می نهاد، و بعد از نماز آن را برمی داشت و روی زانوان می نهاد. تا اینکه پس از باز سازی قبر، بدن مطهر را در میان قبر نهاد و روی آن را پوشانید.
از کرامات این یادگار امام حسین علیه السلام اینکه: سید ابراهیم درآن سه روز نه به غذا و آب نیاز پیدا کرد، و نه محتاج به تجدید وضو شد. و اینکه سید ابراهیم تا آن وقت (نود سالگی) پسر نداشت. هنگام دفن بدن مطهر حضرت رقیه علیها السلام دعا کرد که خداوند پسری به او عنایت کند. دعایش به اجابت رسید و خداوند در آن سن پیری، پسری به او عنایت فرمود که نامش را سید مصطفی گذاشت.
(در آن زمان دمشق در قلمرو حکومت عثمانی بود و سلاطین عثمانی در استامبول (ترکیه فعلی) سکونت داشتند.) حاکم دمشق ماجرا را به تفضیل به اطلاع سلطان عبدالحمید عثمانی رساند و سلطان عبدالحمید تولیت آستان مقدس حضرت زینب سلام الله علیها، حضرت رقیه علیها السلام، مرقد شریف حضرت سکینه علیها السلام و حضرت ام کلثوم علیها السلام را به سید ابراهیم واگذار کرد. که این مقام پس از او به پسرش سید مصطفی و بعد از سید مصطفی به پسرش سید عباس رسید.
این ماجرا به احتمال حدود سال 1280 هجری قمری اتفاق افتاد.
شما رو به خدا همه کسانی که محتاج به دعای شما هستن فراموش نکنید
کوچیکه این دختره سه ساله ولی گره های بزرگ رو روا کرده
به حق بدن کبود رقیه برای همه دعا کنید. مخصوصا برای مولای غریب و مظلممون
![]()
اللهم عجل لولیک الفرج![]()
![]()
الســـــــــــلام علیک یا سیدتنا رقیــــــــــــــــــــــــــه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روز سی و پنجم و حدیث سی و پنجم
رؤياى دنيا
«وَ اعْلَمُوا أَنَّ الدُّنْيا حُلْوُها وَ مُرُّها حُلْمٌ وَ الاِْنْتِباهُ فِى الاْخِرَةِ.»
بدانيد كه دنيا شيرينى و تلخیاش رؤيايى بيش نيست، و آگاهى و بيدارى واقعى در آخرت است.
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم![]()